زندگینامه دکتر کنت یکی از گسترش دهندگان هومیوپاتی در دنیا
زمان/تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1393

    در 31 مارس 1849 در وودهال ايالت نيويورك پسري به نام جيمز تايلر از پدري به نام استفان و مادري به نام كارولين به دنيا آمد.  

    كنت تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسه فرانكلين پرستبورگ به پايان رسانيد و براي تكميل تحصيلات دبيرستاني به مدرسه وودهال، زادگاهش، وارد شد. درسن نوزده سالگي جيمز تايلر كنت از دانشگاه مويسون هاميلتون ايالت نيويورك با مدرك ليسانس فارغ التحصيل شد. دو سال بعد مدرك فوق ليسانس خودرا نيز از همان دانشگاه دريافت كرد. سپس در دانشكده پزشكي بوليوو ادامه تحصيل داد و امتحان نهايي خود را با موفقيت كامل پشت سرگذاشت ومفتخر به دريافت مدرك دكتراي پزشكي گرديد. او متعاقبا در دو دوره تدريس در موسسه پزشكي التقاطي درسين سيناتي اهاير حضور پيدا كرد.

دراين دانشگاه پزشكي به همان شيوه­اي تدريس مي شد كه در دانشگاههاي پزشكي اروپا ارائه مي­شد مثل آناتومي، بافت شناسي، فيزيولوژي، آسيب شناسي و غيره. همچنين آموزشهاي باليني از جمله اين دروس به شمار مي­آمدند. تدريس روش درمان اين انستيتو پزشكي، بسيار جامع­تر از دانشگاهاي رسمي آلوپاتيک بود.

در اين دانشگاه، آلوپاتي، هوميوپاتي، درمان طبيعي، كايروپركسي و متدهاي متنوع ديگر كه در آن زمان در اروپا كمتر شناخته شده بودند با اصلا شناخته شده نبودند، تدريس مي­شد. اما تمام مباحث، خصوصا" هوميوپاتي در سطحي ابتدايي تدريس مي­شد، به همين دليل دكتر كنت نه تنها تحت تأثير اين روش درماني قرار نگرفت بلكه قانع هم نشد.

بنابراين دانشجويان مختار خواهند بود تا بسته به گرايش مشخص خود يا براساس تأثيرپذيري از ارتباط با اين روشها و يا به خاطر جبر محيط يك روش را برگزينند.

در زندگي شخصي، دكتر كنت به همسرش عشق مي ورزيد. وخيم شدن حال همسرش كه به خاطر ضعف و ناتواني، كم­خوني و بي­خوابي مزمن در بستر بيماري افتاده بود، كنت را ناراحت كرده بود و اين درست زماني بود كه دكتر كنت دوره ناكامي شيوه هاي مختلف درماني كه او و همكارانش بر روي آنها كار مي­كردند را مي گذراند. نه طبابتهاي التقاطي خودش و نه طبابت دكترهاي دانشگاه آلوپاتي، هيچ يك نتوانستند در بهبود شرايط همسرش مؤثر واقع شوند. زمانيكه حال همسرش به شدت رو به وخامت گذاشت، خانم كنت از همسر خود به عنوان آخرين راه چاره خواهش كرد كه اورا نزد، يك دكتر هوميوپات خوب كه شهرت زيادي داشت ببرد.

دكتر كنت با شك و ترديد به اين پيشنهاد نگاه كرد زيرا اوقبلا با تمام پزشكان مشهور خيابان لوئيس مشورت كرده بود.

دربرخورد با شرايطي كه روزبه روز جدي­تر مي­شد توسل به هوميوپاتي ازآن نوع كه او در دانشگاه پزشكي التقاطي آموخته بود و درباره آن به هيچ وجه قانع نشده بود، مسخره به نظر مي­آمد.

وجود مقادير غير قابل اثبات ماده اوليه در داروهاي هوميوپاتي اين روش راكاملا غيرمؤثر نشان مي­داد. به هرحال او در مقابل خواست همسرش تسليم شد و همزمان درخواست كرد كه درمشاوره حضور داشته باشد. دكتر مذكور كه متخصص هوميوپاتي بود باريشي پرفسوري و فراک برتن در يك بعد از ظهر با درشكه خود به بالين بيمار آمد. او بيش ازيک ساعت از بيمار درباره گذشته خانوادگي­اش، سابقه بيماريهاي قبلي­اش، حوادث، حالت رواني، ترسها وچيزهايي ديگر كه در ذهنش حک شده بودند سؤال كرد. او اطلاعات ريز زيادي درمورد دوست داشتن و نداشتن غذاها  از او پرسيد. با وجود اينكه او از مشكلات گوارشي شكايتي نكرده بود دكترهوميوپات از اوجزئيات بسيار ريزي درمورد چيزهايي كه او را بيمارمي كرد، عكس العمل او را نسبت به سرما، گرما وعوامل آب وهوايي و فصل پرسيد. دكتر كنت درحاليكه به كناربستر بيمار تكيه داده بود، حس كرد اين سوالات آنقدر عجيب و غريب و بي­ربط هستند كه او نمي­تواند جلوي خنده خود را بگيرد.

دكترهوميوپات همانطور كه درحال گوش دادن به بيمار و معاينه او بود يک ليوان آب درخواست كرد، دكتركنت آن را آورد. دكتر هوميوپات چند جسم كروي كوچك را درون ليوان انداخت و يك قاشق از محلول را به خانم كنت داد. دكترهوميوپات خواست كه بعد ازآن هردوساعت يكبار يك قاشق ازاين محلول را به خانم كنت داده شود تا زمانيكه او بخوابد. دكترهوميوپات اين مطلب را بسيار جدي بيان نمود. از آنجا كه همسر كنت درچند هفته گذشته به ندرت چشمان خود رابسته بود دكتر كنت احساس كرد كه دكتر هوميوپات يا دغلكار است يا شارلاتان و در نتيجه او را با خشونت بيرون كرد.

سپس دكتر كنت براي دنبال كردن تحقيق خود به اتاقي رفت كه كنار اتاق بيماربود تا بتواند برروي سخنراني كه درحال آماده كردن بود كاركند. از آنجا كه نمي­خواست باعث ناراحتي همسرش شود دو ساعت بعد يك قاشق از دارو را تهيه كرد و بدون اينكه كمترين عقيده اي به تأثيرآن داشته باشد، آن را به همسرش داد. او دوباره به سركار خود برگشت . چنان در كارخود غرق شد كه فراموش كرد دو ساعت ديگر برگردد و براي مرتبه سوم دارو را به همسرش بدهد. چهارساعت بعد ناگهان يادش آمد كه فراموش كرده دارو را به همسر بيمارش بدهد و به اتاق همسرش رفت و ديد او به خواب عميقي فرو رفته و خروپف مي­كند، چيزي كه درمورد او سابقه نداشت، عليرغم اينكه داروهايش را سر وقت و مرتب نخورده بود. بعد از آن دكتر هوميوپات پير هر روز به بالين بيمار مي­آمد. به تدريج حال بيمار بهتر شد تا آنجا كه مي­توانست بيدار بماند. با گذشت چند هفته او سلامتي كامل خود را بدست آورد.

اين پزشك فروتن هوميوپات توانسته بود موفق به انجام كاري شود كه هيچ يك از پزشكان و پروفسورهاي مدعي دانشگاه آلوپاتيك و دانشگاه التقاطي كه دكتر كنت با آنها مشورت كرده بود، قادر به انجام آن نبودند. پزشک هوميوپات سلامتي خانم كنت را به تدريج و با سرعت و به صورت دائم به وي برگرداند.

دكتر كنت عميقا تحت تأثير آنچه كه ديده بود قرار گرفت به نحويكه مجبورشد از همكارخود عذرخواهي كند. او مجبور بود اقرار كند حس بدبيني كه در اولين ملاقات پيدا كرده بود با بهبودي حال همسرش ازبين رفته است. پس از بهبودي همسرش ديد او نسبت به طبابت كاملا" عوض شد.

او به اين باور رسيد كه بهبودي تدريجي كه در همسر خود مشاهده نموده نمي­تواند نتيجه شانس يا اتفاق باشد. كنت مصمم شد ازخود سوال كند آيا درهوميوپاتي شايستگي وجود دارد يا نه؟

بهبودي تكان دهنده همسرش موجب شد تا براي تحقيق كامل درمورد اين نوع از درمان آماده شود. علاقه شديد كنت نسبت به كاهش درد او را برآن داشت كه همه قواي وسيع عقلاني خود را متمركز كرده، عزم خود را جزم نمايد تا به كار دشوار شناخت علم هوميوپاتي بپردازد و در رسيدن به اين هدف نهايي محدوديتي براي خود قائل نشود. با راهنمايي دكتر هوميوپات به مطالعه كتاب رساله علمي هانمن- رساله اصلي هوميوپاتي- پرداخت و شبانه روز به بررسي هر چيزي كه با اين متد به ظاهر متناقض سر و كار داشت پرداخت. همچنين گفته مي­شود كه وي درحالي كه خود را دربرابر سرما با لباسهاي متعددي پوشانده بود هفته­هاي پي در پي تا پاسي ازشب بيدارمي ماند و با اشتهاي سيري­ناپذيري به مطالعه كتب و نشريات قابل دسترس و منتشر شده در آمريكا كه درمورد هوميوپاتي بود مبادرت مي ورزيد.

او هركاري را تا تسلط نهايي به تمام مراحل آن شروع مي­كرد و اين امر در مورد هوميوپاتي نيزصادق بود. اوچنان غرق در آن چه كه كشف كرده بود شد كه تصميم گرفت از كرسي استادي آناتومي استعفا دهد و عضويت خود درموسسه پزشكي ملي التقاطي را نيز واگذار كند. اين نقطه عطفي درحرفه پزشكي وي به حساب مي آمد از اين زمان به بعد او تمام زندگي خود را وقف هوميوپاتي نمود.

در اين زمان او فرصت داشت تا تفاوت واقعي بين همه روشهاي ديگر و روش هوميوپاتي كه مطابق با راهنمايي­هاي جامع و كامل بنيانگذار آن انجام مي­شد، را درک كند. تحقيق بر روي هوميوپاتي چنان باوري در او ايجاد كرده بود كه كنت تا زماني كه خود را قادر به بكارگيري اين روش با تمام سخت­گيري­هايي كه اين روش مي­طلبيد نكرده بود احساس آرامش نمي كرد بنابراين با چيزهايي كه از دكتر هوميوپات آموخته بود و پيشرفتهايش درطبابت هوميوپاتي او را بر آن داشت كه دوباره خود را تمام وقت، وقف بيمارانش كند.

با كار و تلاش بسيار زياد، درستي مطلق «قانون تشابهات» راتأييد كرد و نياز به ويژه بودن و با ديگران فرق داشتن را تصديق نمود. او همچنين روش ساموئل هانمن بنيانگذار علم هوميوپاتي را تأييد كرد.

درسال 1882 دكتر كنت به رياست بخش جراحي دانشكده پزشكي هوميوپاتي ميسوري خيابان لوئيس منصوب شد و تا زمان بازنشستگي دكتر الميير استاد داروشناسي درسال 1883 در همين سمت باقي ماند. درآن زمان دكتر الميير اصرار داشت كه دكتر كنت مسئوليت بخش او را برعهده گيرد زيرا شايستگي وي براي اين كار محرز شده بود. دكتر كنت اين پست را پذيرفت و تا سال 1888 اين مسئوليت را به عهده داشت. سپس اين پست را به منظور اداره دانشكده فوق ليسانس هوميوپاتي فيلادلفيا، رها كرد و تا سال 1889خود را وقف آنجا نمود. اين دانشگاه بعدها به مشهورترين دانشگاه هوميوپاتي در جهان تبديل شد. دكتر كنت علاده بر رياست اين مؤسسه به آموزش فلسفه هوميوپاتي، فهرست سازي و داروشناسي اشتغال داشت و يک كلينيک بيماران سرپايي را نيز اداره مي­كرد.

در شرح فعاليتهاي اين كلينيک بايد ذكر كرد كه طي سالهاي 1896 و 1897چيزي حدود 34800 مشاوره در آنجا شد.

در زمانيكه دكتر كنت رياست دانشگاه فوق ليسانس هوميوپاتي فيلادلفيا را به عهده داشت همسر خود را از دست داد بعد ازاينكه ماههاي اندوه و ماتم سپري شد او دوباره به شدت خود را غرق كار پيشين خود در زمينه هوميوپاتي كرد.

دكتر كنت درسال 1896چند سال پس از فوت همسرش به بالين بيماري احضار شد كه مدت زيادي بر روي او درمان انجام ميشد و در نهايت با وي ازدواج كرد. همسر دوم وي كلارا لوئيس توبي كه اهل فيلادلفيا بود تحصيلات خود را در زمينه پزشكي آلوپاتي و سپس هوميوپاتي تكميل كرده بود و اكنون مشغول طبابت هوميوپاتي بود.

اين بيمار با پزشكان آلوپات و هوميوپات برجسته زيادي درآمريكا مشورت كرده بود ولي هيچ سودي نبرده بود. تمام پزشكان هوميوپات بزرگ داروي (لچسيس) براي او تجويز كرده بودند زيرا او علائم آن را داشت. دكتر كنت علائم او را با دقت بسيار بررسي كرد و پس از تفكر طولاني به اين نتيجه رسيد كه اوچند سال درگير اثبات واقعي اثرات لاچسيس بوده است كه دراصطلاح هوميوپاتي يعني مسموميت دارويي proving . درهوميوپاتي اگرماده­اي كه علائم آن را شخص تجربه مي كند مكرراً مصرف شود باعث افزايش بيماري دارويي، كه گاهي اوقات بسيار جدي و حتي غير قابل درمان است مي­شود. كنت اظهارداشت كه هرگز نبايد به اين داروها لب بزند و از اين پس پادزهرهايي استفاده كند كه تأثير اين سمها  را ازبين ببرد. دكتر كنت دريافت كه اين زن توانا و باذكاوت مي تواند همسري الهام­بخش براي او باشد واين همان زني بود كه با كمك او توانست شاهكارهاي خود را به دنيا ارائه كند: كتابهاي فلسفه، داروشناسي و فهرست­سازي كه درباره آنها بعداً صحبت خواهد شد. حضور و حمايت اين همكار براي همسر خود بسيار با ارزش بود اما او نتوانست با مجبور كردن وي به استراحت باعث كاهش فعاليت وي گردد.

شهرت كنت چنان درآمريكا پيچيده بود كه همه او را مي­خواستند. درسال 1900 با انتصاب وي به رياست دانشكده پزشكي هوميوپاتي دانهال درشيكاگو، همزمان فلسفه، فهرست­سازي و داروشناسي را تدريس مي كرد. در دوره بعد در دانشكده پزشكي هوميوپاتي هانمن شيكاگو، داروشناسي را با ارائه موارد باليني و بحث برروي آنها به دانشجويان تمام كلاسها اعم ازسال اول تا سال آخر تدريس مي­كرد. درسال 1905به رياست همان دانشكده منصوب شد. او در آنجا، نامه­اي به دوست خود نوشت: «خوشحالم از اينكه كارهاي من باعث كمک به شما شده است الان زمان رونق هوميوپاتي ناب نيست و اكثر دانشگاها به ديده تمسخر به آن مي­نگرند. خوشحالم از اينكه،  آزادانه مجالي براي تدريس كردن دارم آنها دردانشكده هانمن شيكاگو نسبت به من بسيار خوب و مؤدب هستند من هفته­اي دوبار در آمفي تأتر دانشكده براي تمام دانشجويان چهار كلاس سخنراني دارم.  اين كاربه تازه­كاران اين شانس را مي­دهد كه درمدت چهار سالي كه داروشناسي طول مي كشد به تما درس من گوش كنند. دانشكده ما تنها دانشكده ­اي است كه در آن به دانشجويان هوميوپاتي ناب آموخته شود. درست است كه برخي از مدرسين ما چيزهاي نادرست زيادي تدريس مي كنند، اما سعي مي كنم دانشجويان را از جذب كردن مطالب التقاطي حفظ كنم.»

درسال1903افتخاررياست دانشگاه پزشكي هرينگ به دكتر كنت رسيد. بايد تأييد كنم كه سرانجام ثابت شد كه دانشگاه هرينگ به مراتب بهترين دانشگاه در نوع خود بود كه داير شد و ناب­ترين شكل هوميوپاتي تنها درآن جا تدريس مي­شد. دانشجويان، از زمان ورود به دانشگاه تا فارغ­التحصيل شدن با مدرک دكترا راهنمايي­هاي هوميوپاتي درطول سالهاي تحصيل دريافت مي كردند. دانشجويان اين دانشكده به همان تعداد سال كه دانشجويان آلوپاتيک دردانشكده آلوپاتي درس مي­خواندند تحصيل مي­كردند. فلسفه هوميوپاتي، فهرست سازي، بيماريهاي مزمن هانمن وداروشناسي هوميوپاتي اساس آموزش را شكل مي دادند به علاوه مباحثي چون: آناتومي، فيزيولوژي، بافت شناسي، آسيب شناسي، شيمي، سم شناسي، داروشناسي، بهداشت، مبحث تغذيه ورژيم غذايي، پزشكي قانوني، طبابت، تشخيص باليني و درماني، عصب شناسي، تخصص اطفال، مبحث امراض پوستي، بيماريهاي سينه، بيماريهاي مربوط به دستگاه ادراري- تناسلي، بيماريهاي زنان مامايي، چشم پزشكي، تخصص حلق و گوش و بيني و جراحي، نيز آنجا تدريس مي شد.

سه استاد برجسته دانشكده پزشكي هوميوپاتي عبارت بودند از دكتر كنت، دكتراچ سي آلن، دكترجي اچ آلن.

يكي ازشاگردان دكتركنت به نام سرجان ويردربيمارستان هوميوپاتي سلطنتي لندن تدريس مي كرد. شاگرد ديگر وي به نام دكتر بي.كي.بوز كه در دانشكده پزشكي هوميوپاتي هرينگ تحصيل كرده است درقديمي­ترين دانشگاه پزشكي هوميوپاتي كه هم اكنون نيز برپاست و همچنين دانشگاه و بيمارستان پزشكي هوميوپاتي كلكته هند تدريس مي­نمود.

دكتركنت دراين مقطع زماني از زندگي­اش، مهمترين تجربيات خود را در سخنراني­هايش ارائه مي­كرد. علاوه برتدريس كه اكثر وقت او  را به خود اختصاص داده بود، وي پلي­كلينيكي را اداره مي­كرد كه هميشه مملو  از جمعيت بود او در آنجا به پزشكان هوميوپات انتخاب صحيح علائم و نشانه­ها را آموزش مي داد. به خاطر درک وسيع دكتر كنت ازنشانه­ها، او  قادر بود دارو را در همان وهله اول بيابد. جلسات تدريس وي بسيار شلوغ مي­شد و  آنهايي كه نمي­توانستند به سوالات جواب دهند يا پاسخ­ نادرست مي دادند در بار دوم از آنها خواسته مي­شد كه ديگر به كلاس نيايند. در واقع براي تمام آنهايي كه آرزو داشتند پزشكان هوميوپات خوب شوند امتحان سخت و ترسناكي بود.

دكتر كنت درسخنراني هايش درمورد فلسفه هوميوپاتي، رساله علمي هانمن را در ميز تريبون قرارمي­داد و دستهاي خود را زير كت خويش مي كرد و تمام آنچه را كه هوش سرشار و فراستش هنگام تمركز در بخشهاي مختلف 294 پاراگرافي از ارگانو ن استخراج كرده بود را تفسير و تشريح مي­كرد. وي تنها بر روي بخش اول كه كوتاهترين بخش آن بود بيش از يك ساعت توضيح مي­داد.

دكتر كنت درسال 1990 و به اصرار شاگردانش مجموعه سخنراني­هاي خود را در مورد فلسفه هوميوپاتي با عنوان «فلسفه هوميوپاتي» به چاپ رسانيد. با مراجعه به اين كتاب بسياري ازنقاط كور رساله علمي هانمن روشن مي­شود و پزشكان را قادر مي­سازد كه درك عميقي ازهوميوپاتي داشته باشند.

دكتر كنت درجريان سخنراني­هاي خود درمورد « داروشناسي» به يكي از ده جلد كتاب هرينگ به نام «علائم راهنما» مراجعه مي­نمود. او از اين تحقيق خشک يک تركيب سازنده و جذاب ايجاد مي­نمود. او بعدها اشتباهاتي را كه هرينگ انجام داده بود تصيحح نمود.

دراينجا مايلم اظهارات دكتر كنت را كه درجولاي 1912 در جمع پزشكان هوميوپات ايراد شده است را يادآوري نمايم: «كتاب جيبي درماني بونينگ هاوزن به پيشگويان ما خدمت مهمي ارائه كرده است، بااين حال نقائص زيادي دارد و باعث شده است كه افراد زيادي ازفهرست سازي اجتناب كنند.»

ازآنجا كه به يک ديکشنري {واژه نامه} علائم كه به اندازه كافي قابل اعتماد باشد، دسترسي نداشت، تا به عنوان مرجع براي درمانهاي مربوط به علائم داده شده به آن رجوع كند خود برآن شد كه به تأليف كتاب فهرست علائم همت گمارد. دراين راه اگرچه فشار زيادي را برسلامتي خود تحميل مي­كرد  اما نتيجه آن بهترين فهرستي است كه اكنون درست ما قرار گرفته است. درآغاز، به عنوان راهنما او از كتاب كوچك ستي ليپ تحت عنوان «فهرست بسيار ويژه علائم داروشناسي ما (منتشرشده درنيويورك سال1879) كه فهرستي 318صفحه­اي بود استفاده مي كرد، اين فهرست شامل دفتر روزانه جاهر، بونينگ هاورن، جنتري و بيگلر و برخي صفحات كتاب بيماريهاي زنان مينتون بود. اثر دكتر كنت بر پايه اصول كتاب رساله علمي بود و زمانيكه تكميل شد كمتر از 1349صفحه نبود. سرانجام زمانيكه فهرست آماده شد حدود 200پزشك خواستارآن شدند، قيمت هر نسخه 30 دلار و هزينه تنظيم براي انتشار اولين چاپ بالغ بر9000 دلار بود ودكتر كنت تا حدودي دلسرد شد چون فكر كرد كه نيمي ازكسانيكه خواستار آن شده اند، در آخرين دقايق منصرف خواهند شد.عليرغم اين موارد دكتر كنت به خاطر قدرداني از آنچه هوميوپاتي به آن بخشيده بود وبه اين اميد كه اين كتاب بتواند مورد استفاده حرفه هوميوپاتي قراربگيرد، تصميم گرفت مقدارباقيمانده از 6000 دلار را از جيب خود بپردازد.

درسال 1897پس ازمشكلات زياد ودود چراغ خوردن هاي فراوان كتاب فهرست بندي به بازار آمد. با اين حال دكتركنت همچنان به جمع آوري يادداشتها و مفروضات ادامه مي داد. درسال 1908چاپ دوم كتاب فهرست بندي منتشرشد اما او هنوز رضايت كامل نداشت. با وجود اينكه هنوز 400 نسخه از چاپ دوم فروش نرفته بود اوشروع به چاپ نسخه سوم نمود و بقيه عمر خود را وقف اين كار كرد. درسال 1914، دوسال قبل از وفات او نگراني خود را ازتكميل چاپ سوم ابراز كرد و خاطرنشان ساخت كه نه او ونه همسرش هيچكدام از نظر جسمي قادر نيستند نمونه چاپي را غلط گيري كنند و نمي­دانند چه كسي مي تواند اين كاررا بكند. در آن زمان بسيار نحيف و ناتوان شده بود، اما عليرغم ضعف جسمانيش او مصمم به ادامه كار بود. او مقداري مي­نوشت بعد استراحت مي كرد، دوباره كمي مي نوشت و دوباره استراحت مي كرد تا اينكه كارتمام شد. زمانيكه در سال 1916 وفات يافت، دستنويس تكميل شده چاپ سوم را  از خود به يادگار گذاشت.

وفات

    كنت پس از سالها كار طاقت فرسا جهت استراحت به خانه ييلاقي خود در ايالت مونتانا رفت اما پس از ورود مبتلا به نفريت شده و بالاخره در ششم ژوئن 1916 جان به جان آفرين تسليم كرد. روحش شاد

 


قصه هلیکوباکتر
زمان/تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1393

 تحقيقات نشان داده است كه باكتري هليكوباكتر در دستگاه گوارش بيش از 90 درصد افراد جامعه وجود دارد .

85 درصد كساني كه آنتي بادي هيلكوباكتر در آنان مثبت است  هيچگونه علامتي دال بر بيماري معده واثني عشر ندارند وففط 15 درصد آنان پپتيك اولسرويا سوء هاضمه دارند وتقريبا تمامي كساني كه اولسر پپتيك دارند آنتي بادي هليكوباكتر در آنان مثبت است.

حال سؤ‌ال اينجاست چرا 85 درصد افراد با ميكروب همزيستي مسالمت آميز دارند وميكروب آسيبي به آنها نميرساند !!!

پس ميكروب شايد شرط لازم باشد ولي براي ابتلا به بيماري كافي نيست!

بهتر نيست علل ديگري را پيدا كنيم كه 15 درصد افراد را مبتلا ميكند ودرماني رابرگزينيم كه فرد به توانايي دست يابد كه مانند 85 درصد ديگر ميكروب به او كاري نداشته باشد .

بياييد باور كنيم كه روشهاي درمان كل نگر مانند طب سنتي ؛ هوميوپاتي وطب سوزني در اين زمينه حرفهاي زيادي دارد.

 


اندازه صفحه
select

طب کل نگر هنر و علم درمان است كه همه وجود انسان شامل بدن ، ذهن ، روح را در بر مي گيرد. درمان با طب کل نگر باعث تکميل درمانهاي رايج در زمينه پيشگيري و معالجه بيماريها مي شود و مهمتر اينكه سلامتي را به حد مطلوبي ارتقا مي دهد .اين وضعيت سلامتي كلي ، به عنوان جريان آزاد ، نامحدود و بدون مانع انرژي حياتي در بدن ، ذهن و روح ، توصيف مي گردد.

طب کل نگر در تشخيص و درمان بيماريها از مجموعه اي از روشهاي مناسب و بي خطر(ايمن) استفاده مي کند. بعلاوه مواردي چون وضعيت جسمي ، تغذيه اي ، محيطي ، احساسي ، معنوي و شيوه زندگي را نيز بررسي مي نمايد. طب کل نگر بر آموزش به بيماربا هدف افزايش آگاهي او و شركت وي در فرايند درمان تأ كيد دارد.

اصول درماني طب کل نگر

• پزشكان کل نگر از انواع راههاي مطمئن(ايمن) و مؤثر در تشخيص و درمان استفاده مي كنند كه عبارتند از :

1. آموزش بيمار براي ايجاد تغييرات مناسب در شيوه زندگي و مراقبت از خود
2. جايگزينهاي تكميلي ( complementary alternatives )
3. داروهاي رايج و جراحي

• جستجو براي عوامل زمينه ساز بيماري، نسبت به درمان علائم به تنهايي ، ارجحيت دارد.

• پزشكان کل نگر براي پاسخ به اين سوال که چه نوع بيمار دچار بيماري شده بمراتب بيشتر تلاش مي کند تا اينکه بدانند بيمار به چه نوع بيماري مبتلا است .

• پيشگيري نسبت به درمان ارجحيت دارد و مقرون به صرفه تر است. اقتصادي ترين روش، برانگيختن تواناييهاي ذاتي خود بيمار براي شفاي اوست.

• بيماري به عنوان تظاهري از عدم تعادل و احتلال عملکرد در کليت وجود فرد محسوب مي گردد و نه به عنوان يك رويداد جداگانه.

• يكي از مهمترين عوامل موثر برنتيجه درمان ، كيفيت رابطه ايجاد شده بين پزشك و بيمار است كه در آن آزادي عمل بيمار مورد حمايت قرار مي گيرد.

• لازمه ايچاد يک رابطه ايده آل بين پزشك کل نگر و بيمار ، توجه همزمان وپاياپاي به نيازها ، خواسته هاي قلبي ، آگاهي و بصيرت هر دوي آنها است.

• پزشكان به عنوان يک الگو به طور قابل توجهي بيماران را تحت تأ ثير قرار مي دهند.

• بيماري ، درد و فرايند مرگ مي تواند فرصتي براي آموزش بيماران و پزشكان باشد.

• پزشكان کل نگر بيماران را تشويق به برانگيختن قدرت درمانگر عشق ، اميدواري ، شوخ طبعي و شور و شوق نموده و آنان را از عواقب مسموم خصومت ، شرمندگي ، طمع ، افسردگي ، ترس ، عصبانيت و اندوه رها مي كنند.

• عشق بي قيد و شرط ، قدرتمند ترين داروي زندگي است . پزشكان کل نگر براي نهادينه کردن اين عشق مطلق در بيمارانشان، خودشان و ساير همکاران خود ، همت مي كنند.

برخورداري از سلامت مطلوب ، بسيار فراتر از فقدان بيماري است و در اصل ، پويشي آگاهانه جهت دستيابي به بالاترين كيفيت از نظر جسمي ، محيطي ، ذهني ، احساسي ، معنوي و جنبه هاي اجتماعي تجربه بشري به شمار مي رود.